اول آهنگ رو پلی کن، بعد برو پایین.
بذار آهنگ همزمان با خوندن این صفحه برات پخش بشه.
a little story that belongs to you.
بعضی آدما یه جوری وارد زندگی آدم میشن که حتی وقتی دیگه کنار آدم نیستن، یه تیکه از خاطراتشون هنوز همونجا میمونه.
بهار، تو برای من یکی از همون آدمهایی.
شاید خیلی چیزها بینمون عوض شده باشه، شاید مسیرمون اون چیزی نشده باشه که یه زمانی فکر میکردیم، ولی بعضی خاطرهها با عوض شدنِ شرایط، ارزششون رو از دست نمیدن.
این صفحه رو نساختم که چیزی رو به گذشته برگردونم یا چیزی ازت بخوام. فقط دلم خواست یه گوشه کوچیک داشته باشه برای چیزهایی که زمانی برای من واقعاً قشنگ بودن.
و خب... خیلی از اون چیزها با تو بودن.
یه چیز کوچیک دیگه هست که نمیخواستم همینطوری وسط صفحه بذارمش.
اگه هنوز کنجکاوی، بازش کن.
بهار،
شاید هیچوقت ندونی بعضی از چیزهایی که بینمون گذشت، چقدر برای من واقعی و باارزش بودن.
من خاطراتمون رو فقط به خاطر اینکه دیگه مثل قبل نیستیم، از ارزش نمیندازم. هنوز وقتی به بعضی از روزها، حرفها، خندهها و اون لحظههای ساده فکر میکنم، یه حس عجیبی توی دلم میاد؛ یه ترکیب از دلتنگی و لبخند.
نمیخوام این صفحه چیزی رو ازت بخواد. نه جوابی، نه توضیحی، نه برگشتن به چیزی که گذشته.
فقط میخواستم بدونی، یه جایی توی زندگی من بودی که واقعاً دوستداشتنی بود. و شاید هرچقدر هم زمان بگذره، بعضی آدمها و بعضی خاطرهها یه گوشهی کوچیک از آدم رو برای خودشون نگه میدارن.
تو یکی از اون خاطرههایی، بهار.
و اگر یه روز اتفاقی دوباره به این صفحه برگشتی، امیدوارم فقط یه چیز یادت بیاد:
یه زمانی، یه نفر بود که از داشتن تو توی زندگیش واقعاً خوشحال بود.
some people become memories you never really stop caring about.
شاید این آخر داستان نباشه.
شاید فقط صفحهی اولشه.
بعضی خاطرهها برای زیبا بودن، لازم نیست آیندهای داشته باشن.